عکسهای مهد کودک 33 ماهگی اسفند 94
گل پسر شیرینم در این عکسها شما سی و سه ماهه بودی و بسیار خوشمزه .... ...
نویسنده :
مامان عاطفه
10:41
عکس مهد کودک 30ماهگی دی ماه 94
فقط عکس 24 تا 28 ماهگی
از دو سال شروع کردیم به تمرین دستشویی رفتنت خوب همکاری کردی تقریبا 26 ماهگی کامل متوجه شده بودی اینم جایزه شما بود به خاطر رهایی از پوشک اینجا اومدی اداره مامان به علت آلودگی هوا مهد کودکها تعطیل بود و من مجبور شدم شما رو بیارم اداره اینجا هم شارژر گوشی بابا رو خراب میکردی ! چشم بابا حسین و دور دیده بودی اینجا هم خونه خاله خاطره است اتاق بردیا .. شدیدا به گیتار و موسیقی علاقه نشون میدی.. و البته خیلی هم با حس میخونی .. دوستت دارم هدیه خدا ...
نویسنده :
مامان عاطفه
11:07
آبان ماه 94
مدتی بود خیلی دلم هوای مسافرت کرده بود این بود که تصمیم گرفتیم با دایی علی و زندایی و هلیا اینا راهی رامسر بشیم هوای تهران بسیار سرد و بارانی بود و همه به ماگفتن توی این سرما میخواین برین رامسر !! و ما هم راهی شدیم به عشق همون هوای بارانی و اما تمام سه روزی که اونجا بودیم هوا به شدت آفتابی بود ! و بسی جای تعجب و از طرفی خوشحالی بود البته سوز سرما داشت ولی بسیار هوای دلپذیر و خوبی بود.. البته شما با هلیا بسیار جنگ و دعوا و اکثر اوقات اشک و اشک ریزان داشتی ولی خوب گاهی هم با هم بازی میکردید و انگار نه انگار .. در این مسافرت خواهرها و بردارت همراهمون نبودن به دلیل مدارس چون ما وسط هفته رفتیم و آخر هفته برگشتیم.. و تو مثل همیشه بی ن...
نویسنده :
مامان عاطفه
12:30
محمد ماهان و آنچه گذشت (2)
محمد ماهان 26 ماهگی محمد ماهان 25 ماهگی محمد ماهان 22 ماهگی محمد ماهان 25 ماهگی اداره مامان محمد ماهان 25 ماهگی وقتی میخواست دختر باشه محمد ماهان 25 ماهه و هلیا گلی 24 ماهگی محمد ماهان 23 ماهگی فقط لگن و دوست داشتی اصلا تمایل نداشتی همکاری کنی صبح قبل رفتن خونه بهارک 25 ماهگی محمد ماهان 25 ماهگی و اینم عکس آخر یه عکس سلفی با عمو مهدی تولد دو سالگی هلیا .. محمد ماهان 25 ماهگی و تمام ! ...
نویسنده :
مامان عاطفه
12:42
محمد ماهان و آنچه گذشت (1)
خونه بهارک با عینک پیمان محمد ماهان 23 ماهه محمد ماهان 24 ماهگی محمد ماهان 22 ماهگی محمد ماهان 22 ماهگی محمد ماهان 23 ماهگی محمد ماهان 24 ماهگی محمد ماهان 22 ماهگی در تولد 4 سالگی بردیا جونی محمد ماهان 25 ماهگی با پرنیا ادامه دارد..... ...
نویسنده :
مامان عاطفه
15:05









